می تونی چهل روز رو فقط آب بخوری!(قسمت ششم)

تو کتاب گفته بود “روز اول تا سوم رو اگه تحمل کنیم تحمل چهل روز برامون خیلی راحت میشه” و دلیلش این بود که بدن توسط یکی از ویژگیهای سلولها که تو کتاب اون رو “تونوس” نامیده بود خودش رو آماده می کنه که مواد زائد رو بیرون بریزه. و همچنین در طول این سه روز ماده سفید رنگی روی زبون رو می گیره و مانع از تحریک پرزهای چشایی میشه و در نهایت هم اسید معده خیلی کمتر ترشح میشه و اینها همه باعث میشن که قدرت تحمل ما بالا بره. ماهم که بسم ا… رو گفته بودیم منتظر رسیدن روز سوم شده بودیم ولی الاحق که تا رسیدن روز سوم آدم اونقدر فشارش بالا و پایین میره و نزدیک بود دوباره اون رو ول کنم. میشه “تحمل کرد” این هم یه آزمونه که بدن از ما میگیره ببینه مرد میدون (یا زن میدون فرقی نداره) هستیم یا نه! تو این سه روز خود به خود باید تصمیم هارو تجدید کرد باید به همه آنچه که تو کتاب گفته فکر کنی و هدفهای روشن و واضح خودت رو چاشنیش کنی تا بتونی استارت واقعی رو از روز چهارم به بعد بزنی و به این باور برسی که بدن “خوبی تو رو می خواهد” و مواد زائد رو از بدنت میریزه بیرون باید بهش اعتماد کنی مگر نه رفتن این راه برامون دشوار میشه! اعتماد! کدوم اعتماد؟! ول کن نبود مثل اینکه فقط کارش این بود که ما رو منصرف کنه. من هم بهش گفتم: تو خودت همه کارهارو از رو اعتماد انجام میدی. گفت: آره. گفتم: میشه اعتماد رو برام تعریف کنی. گفت: اعتماد یعنی عقلانی رفتار کردن! من هم بهش گفتم: کار من هم عقلانیه!! چون تائیدش رو از کسی گرفتم که روز ۱۹ هم رو تموم کرده و از این عقلانی تر و عینی تر برای من وجود نداره! شاید بدن تو با اون فرق داشته باشه؟باز هم به نقل از کتاب مهم نیست چند ساله یا چقدر وزن داشته باشی فقط باید همت کنی و از ارادت کمک بگیری و یه خورده تحمل تا روز سوم!! مثل اینکه این روز سوم خیلی مهمه؟ آره من هم میگم: که این روز سوم فوت کوزه گریه!. خلاصه به ضرب مطالعه کتاب و تصمیم قطعی تونستم این دوره سه روزه رو به پاپان ببرم.




يك پاسخ برايش بگذاريد