می تونی چهل روز رو فقط آب بخوری!(قسمت هشتم)

به نقدت فکر کردم! راستي اين کلمات قشنگ مال خودته يا از اين و اون گرفتي! خودت هم از روي فکر کردن نقدهارو رو مي کني يا نه! باز گويه حرفهاي ديگرانه! ديگران کجا بودن مرد حسابي! “من” هر چي دارم از خودمه. ”من” چه کلمه زيبايي ! داري مسخره مي کني. نه دارم نقدت مي کنم اون هم نقد مثبت! مي دوني اکثر مشکلات ما از آوردن اين کلمه است. نه! براي چي؟براي اينکه از توي کشکول منيت همه چي رو در مي آره! کشکول منيت يعني چي؟ يعني از تعبيرات و تفسيرات بي در و پيکر استفاده کردن؟ مثل اينکه قات زدي نه؟ نه قات نزدم ولي بيشتر از اين طولش نميدم و اون رو واسه يه فرصت ديگه مي زارم بريم سر اصل مطلب خودمون! باشه ولي ول کن نيستم يه حرفي رو بزني و بعد بدو ن توضيح از روش رد شي. من که دشمن تو نيستم! من خوبي تو رو مي خوام! آره مي دونم با تعامل با تو به اينجا رسيدم دروغ نمي گم هر چي رو دارم از سايه سره توه. البته با پرسيدن پرسش هاي خوبت! اين جوريه که  من رو مديون خودت کردي! داري من رو مي کني نه به والله من جز حرف دلم چيزي رو نمي گم باشه باور دارم. پس ديدي که چقدر برام ارزش مندي اگه تو نبودي من عمراً به اين اطمينان نمي رسيدم که اين کارو رو براي پاک سازي بدنم انجام بدم.حالا دارم کم کم باورت مي کنم ! خوب به روز پنجم رسيده بوديم. راست مي گي يه سوال ديگه هيچي ديگه نبود که بهت انگيزه بده؟ چراکه نه من کتاب الکسي سوفورين رو از خودم دور نمي کردم  و اين کتاب به من الگو مي داد در کنار اين کتاب من دوتا کتاب ديگه هم مي خوندم يه کتاب تاريخي و يه کتاب تو زمينه موفقيت . مرد حسابي اينها چه ربطي به هم دارن ؟ربط دارن مطمئن باش از کتاب الکسي الگو مي گرفتم از کتاب موفقيت انگيزه و از کتاب تاريخ عبرت! نمي دوني چه حالي مي داد؟ من ديگه رو ريل افتاده بودم و تحمل “آب درماني” برام خيلي راحت شده بود.تو کتاب “روزه روشي نوين براي درمان بيماريها” نوشته بود که به هر روز که برسي تقريباً ميشه گفت:که يه بيماري رو از بدنت دور مي کني اون هم با ريختن مواد سمي که از بدنت دفع ميشه. اولش که از بين بردن بيماري فشار خون و تنظيم قندِ خونه و بعد از اونها بيماريهاي عروقي بعد بيماريهاي مربوط به روان بعد و در نهايت بيماريهاي عفوني مربوط به قسمتهاي بالاي بدن مثل سينوزيت و اين همه  رو که گفتي دروغ نيست؟ نه شاهد براي همش تو کتاب آورده شدهادامه دارد .

~ با movafaghyat در ژانویه 15, 2008.

يك پاسخ برايش بگذاريد