می تونی چهل روز رو فقط آب بخوری!(قسمت هفتم)

                                                                       http://farm2.static.flickr.com/1227/678375205_60385ded77_m.jpg

… تموم کردن سه روز! آره بخاطر سخت بودنش تموم کردنش مصیبته! ولی رسیدن به اون یه هدیه خوب برای آدمه! چون با رسیدن به روز سوم اکثر کارها درست میشه. تو روز سوم بدن به محض اینکه می فهمه تصمیمت رو ”خوبِ خوب” گرفتی دیگه شروع می کنه به امتیاز دادن و به راحتی بهت اجازه میده که این راه رو ادامه بدی. ما هم شروع کردیم به ادامه دادن راه! تو سه روز اول نزدیک به چهار پنج کیلو از وزن بدنت رو از دست میدی و این به خاطر اینه که وزنی رو که از دست میدی مقدار قابل توجه اون آب بدنته که از دست میره. نباید از این نکته غافل شد که هرچی اشتها داریم باید آب مصرف کنیم. به روز پنچم که رسیدم یه سری به دوستمون زدم و او بهم توصیه کرد برای جلوگیری از بالا و پایین اومدن فشارت می تونی تو روز یه استکان کوچک چای رو با یه حبه قند و چند قطره آب لیمو مصرف کنی. من هم گفتم: لطمه ای به “آب درمانی” نمی زنه. گفت: نه نگران نباش! فکرش رو بکن بعد” پنج روز” نخوردن چه حالی میده خوردن یه استکان چای دشلمه! ما هم به محض رسیدن به خونه شروع کردیم به نوش جان کردن یه استکان چای؟! باور کن مثل بنزین سوپر حالم رو جا آورد و اون لحظه احساس کردم که می تونم به یه کوهپیمایی درست و حسابی برم. ولی تو کتاب توصیه کرده بود به پیاده روی کردن برید ولی سعی کنید برای نگه داشتن انرژی تون از پله و جاهای شیب دار تا می تونید بالا نرید. ما هم توصیه ها رو دقیقاٌ مو به مو انجام می دادیم. و این برای من یه نمونه واقعی و “تام و کمال” از یه الگو برداری بود! این روش “آب درمانی“ ”کن آی” مورد نظر آقای رابینز رو عملی و خیلی خوب بهمون نشون میده و می تونه اون رو برای تمام عمرمون نهادینه کنه. نهادینه کردن! باز هم حرفهای گنده و دهن پر کن!!! کجای این حرف دهن پر کنه؟دهن پر کنه دیگه! مگه فقط این راه نهادینه کردن این روش کذایی رابینزه! نه. ولی باید در حرف زدن با من لحنت رو تغییر بدی والا دیگه جوابت رو  نمیدم! جواب نده!! اون موقع می فهم که دیگه کم آوردی.من رو می خوای رو ریل خشم ببری؟ می دونم تو انجام هر کاری خشم همه کارها رو به هم میریزه. ولی”نقد سالم” باعث انگیزه بیشترم میشه و پاتک من هم به تو اینه که حرفهات رو “نقد مثبت” می بینم و در آرامش خودم بهش فکر می کنم.

ادامه دارد ….    

~ با movafaghyat در ژانویه 15, 2008.

پاسخ دهید